پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳ - به التماس دوستی گفته

کیست از دوران خونبارش دل صد پاره نیست

همچو آبی گرد نا اهلیش بر رخساره نیست

هیچ عاشق دیده خوش در وجود

کز رقیب دیدها سوی عدم آواره نیست

ای رفیقان عالم ترکیب اضداد است از آنک

بوی گل بی خار و رنگ لاله بی رخساره نیست؟

بالغه گر می کند دنیایتان تن در دهید

هیچ دلوی نیست در عالم که هر دم پاره نیست؟

چشمشان چون دید حس بر آسمان انداخت آز

بوالعجب شمعی که بی‌خاصیتش دواره نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵ماهیست کز آن روی چو ماهت خبرم نیست
  2. شمارهٔ ۱۶در عشق تو ای جان که چو تو خوش صنمی نیست
  3. شمارهٔ ۱۷عشق بازی صدم افزون افتاد
  4. شمارهٔ ۱۸دل در طراز حلقه زلفت در اوفتاد
  5. شمارهٔ ۱۹روزی که مرا چشم به تو خوش پسر افتد
  6. شمارهٔ ۲۰ایکه قدرت صد چو گردون آورد
  7. شمارهٔ ۲۱دل کار هوات می بسازد
  8. شمارهٔ ۲۲دوش بر هندوی خود بدمستیی ترکانه کرد
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.