پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

چه کنم قصه کز آن مایه غم بر تن چیست

با که گویم که از آن سرو روان با من چیست

جهد آتش ز دل آهن و حیران من از آنک

حال بی آتش دل آن دل چون آهن چیست

دوست مارا غم عشق آمد و دشمن دل سوخت

تو چه دانی که از آن دوست برین دشمن چیست

گر نگشتند ز رخسار و لبش خوار و خجل

رنگ گل زرد و سرافکندگی سوسن چیست

هرشب از حال دل گمشده پرسم صد بار

کای شب تیره از این حال ترا روشن چیست

عشق چون آمد و بگرفت گریبان دلم

در چنین حال مرا برچِدن دامن چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴کریمی کو که در عالم زبون نیست
  2. شمارهٔ ۱۵ماهیست کز آن روی چو ماهت خبرم نیست
  3. شمارهٔ ۱۶در عشق تو ای جان که چو تو خوش صنمی نیست
  4. شمارهٔ ۱۷عشق بازی صدم افزون افتاد
  5. شمارهٔ ۱۸دل در طراز حلقه زلفت در اوفتاد
  6. شمارهٔ ۱۹روزی که مرا چشم به تو خوش پسر افتد
  7. شمارهٔ ۲۰ایکه قدرت صد چو گردون آورد
  8. شمارهٔ ۲۱دل کار هوات می بسازد
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.