پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

ما را به همه عمر سلامی نکند دوست

تمکین درودی و پیامی نکند دوست

آید بر ما گه گه از روی ترحم

بنشیند و بسیار مقامی نکند دوست

صد عشوه و صد نادره و بذله بگویم

در پیش من آغاز کلامی نکند دوست

من بسته میان خدمت او را و مرا هیچ

یک روز گرامی چو غلامی نکند دوست

کرده ست مرا بنده و بس در عجبم من

کین بنده مسکین را نامی نکند دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳ - به التماس دوستی گفتهکیست از دوران خونبارش دل صد پاره نیست
  2. شمارهٔ ۱۴کریمی کو که در عالم زبون نیست
  3. شمارهٔ ۱۵ماهیست کز آن روی چو ماهت خبرم نیست
  4. شمارهٔ ۱۶در عشق تو ای جان که چو تو خوش صنمی نیست
  5. شمارهٔ ۱۷عشق بازی صدم افزون افتاد
  6. شمارهٔ ۱۸دل در طراز حلقه زلفت در اوفتاد
  7. شمارهٔ ۱۹روزی که مرا چشم به تو خوش پسر افتد
  8. شمارهٔ ۲۰ایکه قدرت صد چو گردون آورد
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.