پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

ای سرور کرده پادشاهت

اوج فلکست پایگاهت

تا بخت به پیش تو میان بست

سوی رفعت گشاد راهت

برحق باشد که سعد افلاک

از چشم رضا کند نگاهت

حق تو چو نام تو بود پس

با حسن فعال تو گواهت

والله که محمد بن منصور

همچون پدرست نیک خواهت

با دولت نام داری وهش

عالم نرسد بدستگاهت

چون فضل خدای عرش گشتست

ای صدر جهان همه پناهت

تا دامن حشر حافظت باد

در حشمت بیکران الهت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲چه کنم قصه کز آن مایه غم بر تن چیست
  2. شمارهٔ ۱۳ - به التماس دوستی گفتهکیست از دوران خونبارش دل صد پاره نیست
  3. شمارهٔ ۱۴کریمی کو که در عالم زبون نیست
  4. شمارهٔ ۱۵ماهیست کز آن روی چو ماهت خبرم نیست
  5. شمارهٔ ۱۶در عشق تو ای جان که چو تو خوش صنمی نیست
  6. شمارهٔ ۱۷عشق بازی صدم افزون افتاد
  7. شمارهٔ ۱۸دل در طراز حلقه زلفت در اوفتاد
  8. شمارهٔ ۱۹روزی که مرا چشم به تو خوش پسر افتد
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.