پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۷

دل و جانم بره جانان است

گر بدو باز رسم جان آن است

پای در دامن صبر آرم از آنک

دست دست ستم هجران است

آن چه من می کشم از فرقت او

چرخ کوشید بسی نتوانست

حال هجران دو یار همدم

من چگویم که بنتوان دانست

شاد میباش حسن در غم او

که هم او درد و هم او درمان است

آه ترسم که به سلطان نرسد

که غمش بر دل من سلطان است

شاه بهرام شه مسعود آنک

صورت دولت و نقش جان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹قمری اندر بهار یار من است
  2. شمارهٔ ۱۰ای سرور کرده پادشاهت
  3. شمارهٔ ۱۱ما را به همه عمر سلامی نکند دوست
  4. شمارهٔ ۱۲چه کنم قصه کز آن مایه غم بر تن چیست
  5. شمارهٔ ۱۳ - به التماس دوستی گفتهکیست از دوران خونبارش دل صد پاره نیست
  6. شمارهٔ ۱۴کریمی کو که در عالم زبون نیست
  7. شمارهٔ ۱۵ماهیست کز آن روی چو ماهت خبرم نیست
  8. شمارهٔ ۱۶در عشق تو ای جان که چو تو خوش صنمی نیست
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.