پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۶

ای که گل جامه ز رنگ رخ تو چاک زده است

جان به بوی تو نواهای طربناک زده است

نرگس از جزع تو مخمور چرا گشت که گل

جام یاقوت من از لعل تو در خاک زده است

ای برانگیخته از آینه دریا گرد

خاک یکران تو در دیده افلاک زده است

گرچه بر اسب جفا نیک سواری تو متاز

که دلم چنگ در آن گوشه فتراک زده است

خون مشکین شده از ناوک چشم تو دلم

این چه زخم است که آن غمزه چالاک زده است

گر به وصل تو امید است مرا طعنه مزن

که مرا خود غم هجران تو خاشاک زده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸هین در دهید باده که هنگام بی غمی است
  2. شمارهٔ ۹قمری اندر بهار یار من است
  3. شمارهٔ ۱۰ای سرور کرده پادشاهت
  4. شمارهٔ ۱۱ما را به همه عمر سلامی نکند دوست
  5. شمارهٔ ۱۲چه کنم قصه کز آن مایه غم بر تن چیست
  6. شمارهٔ ۱۳ - به التماس دوستی گفتهکیست از دوران خونبارش دل صد پاره نیست
  7. شمارهٔ ۱۴کریمی کو که در عالم زبون نیست
  8. شمارهٔ ۱۵ماهیست کز آن روی چو ماهت خبرم نیست
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.