پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

غزلیات

شمارهٔ ۵

روزم ز هجر تو بصفت چون شب آمده است

وینک چو شمع جانم از آن بر لب آمده است

شد نور مه ز چاه زنخدان تو پدید

این چه نگر که رشک چه نخشب آمده است

روی تو مرکب شب زلف است و خوشتر آنک

خورشید یک سواره برآن مرکب آمده است

مردم من از جفای فراوانت ای نگار

چند آخر از جفانه وفا را شب آمده است

روز حسن ز هجر مکن تیره همچو شب

خود بی تکلف تو جهان را شب آمده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷دل و جانم بره جانان است
  2. شمارهٔ ۸هین در دهید باده که هنگام بی غمی است
  3. شمارهٔ ۹قمری اندر بهار یار من است
  4. شمارهٔ ۱۰ای سرور کرده پادشاهت
  5. شمارهٔ ۱۱ما را به همه عمر سلامی نکند دوست
  6. شمارهٔ ۱۲چه کنم قصه کز آن مایه غم بر تن چیست
  7. شمارهٔ ۱۳ - به التماس دوستی گفتهکیست از دوران خونبارش دل صد پاره نیست
  8. شمارهٔ ۱۴کریمی کو که در عالم زبون نیست
همه‌ی غزلیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.