پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۹

عاشقی، بر بستر آسودگی پهلو منه

تکیه زن بر شعله در گلخن، به گلشن رو منه

زهر اگر بر لب نهی، چون می بنوش و دم مزن

تیغ اگر بر سر نهی، سر بر سر زانو منه

بر میان زنار جز از زلف ترسایان مبند

طوق بر گردن به غیر از حلقه گیسو منه

کی خبر دارد ز ذوق عاشقی آن کس که گفت

دل به پیچ و تاب زلف و عشوه ابرو منه

عشق اگر خواهی دلا خون خور نهان و دم مزن

همچو قدسی داستانی بر سر هر کو منه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۱از تو دلها همه ناشاد و تو هم شاد نه‌ای
  2. شمارهٔ ۴۳۲کشته‌ای اول به نازم، باز خندان گشته‌ای
  3. شمارهٔ ۴۳۳یار بی‌پروا و ما را آرزوی دل بسی
  4. شمارهٔ ۴۳۴به نومیدی خوشم، ناکامی‌ام کام است پنداری
  5. شمارهٔ ۴۳۵ای عندلیب وصل، هم‌آواز کیستی
  6. شمارهٔ ۴۳۶بهار رفت و نچیدم گل از بر رویی
  7. شمارهٔ ۴۳۷ز مو ضعیف‌ترم از غم میان کسی
  8. شمارهٔ ۴۳۸هزار حیف که در بوستان رعنایی
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.