پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۳

یار بی‌پروا و ما را آرزوی دل بسی

کار خواهد بود با یاری چنین، مشکل بسی

جان من! دلسوزی پروانه طرز دیگرست

گرچه باشد شمع را جوینده در محفل بسی

کوته اندیشیم ما و کعبه مقصود دور

سوده شد پای امید و راه تا منزل بسی

گریه دیر آمد به یادم، اشک ازان شد بی‌اثر

کی دهد حاصل، چو ماند تخم زیر گل بسی

هرگز از راه حرمجویان کسی خاری نچید

راه طی کردم به مژگان از پی محمل بسی

باده غم گرچه با ما کرد تلخیها به بزم

وقت ساقی خوش، کزو دیدیم روی دل بسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۵ای عندلیب وصل، هم‌آواز کیستی
  2. شمارهٔ ۴۳۶بهار رفت و نچیدم گل از بر رویی
  3. شمارهٔ ۴۳۷ز مو ضعیف‌ترم از غم میان کسی
  4. شمارهٔ ۴۳۸هزار حیف که در بوستان رعنایی
  5. شمارهٔ ۴۳۹چو شمع امشب مرا در محفلش بار است پنداری
  6. شمارهٔ ۴۴۰به هوای صید یک ره، به گذار ما نیایی
  7. شمارهٔ ۴۴۱ما چو پروانه نسوزیم به داغ غلطی
  8. شمارهٔ ۴۴۲از ره به خواهش دل شیدا چه می‌روی
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.