پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۱

ما چو پروانه نسوزیم به داغ غلطی

شمع در محفل ما سوخت دماغ غلطی

روز ما را ز شب تیره جدا نتوان کرد

صبح برکرده ز خورشید، چراغ غلطی

در ره عشق گذشتم ز خرد، گام نخست

که نیندازم از ره به سراغ غلطی

مرده ساقی عشقم که به صد گردش جام

از حریفم ننوازد به ایاغ غلطی

شکر لله که ز سودای تو گرم است دلم

نیستم سوخته چون لاله به داغ غلطی

خویش را در دل صحرای جنون گم کردم

عقل در یافتنم سوخت دماغ غلطی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۳گر چو شمع آتش برآید از گریبان کسی
  2. شمارهٔ ۴۴۴نخیزد از دل مرغان باغ، افغانی
  3. شمارهٔ ۴۴۵تا چند از پی دل شیدا رود کسی
  4. شمارهٔ ۴۴۶تاوان قتل صید زبون نیست بر کسی
  5. شمارهٔ ۴۴۷سرم شد باز گرم از مژده بیجای سودایی
  6. شمارهٔ ۴۴۸من و تا روز، هر شب در فراق چشم میگونی
  7. شمارهٔ ۴۴۹نوشم ز بس چو باده، ز پیمانه، دوستی
  8. شمارهٔ ۴۵۰چند جفا شیوه و عادت کنی؟
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.