پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۴

نخیزد از دل مرغان باغ، افغانی

که ناخنی نزند بر دل پریشانی

هزار عقده‌ام از دل به یک خدنگ گشود

فروختم چمنی غنچه را به پیکانی

ز شرم عشق اسیر تو آب گشته مگر؟

که شد ز دام تو هر حلقه، چشم گریانی

به غیر جیب‌دریدن نداند، آنکه بود

چو شمع تا نفس آخرش گریبانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۶تاوان قتل صید زبون نیست بر کسی
  2. شمارهٔ ۴۴۷سرم شد باز گرم از مژده بیجای سودایی
  3. شمارهٔ ۴۴۸من و تا روز، هر شب در فراق چشم میگونی
  4. شمارهٔ ۴۴۹نوشم ز بس چو باده، ز پیمانه، دوستی
  5. شمارهٔ ۴۵۰چند جفا شیوه و عادت کنی؟
  6. شمارهٔ ۴۵۱آرزوی ما کند با مدعا بیگانگی
  7. شمارهٔ ۴۵۲نماند در بدنم جان ز جستجوی گلی
  8. شمارهٔ ۴۵۳چنان افتاده‌ام از کار، بهر لاله رخساری
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.