پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۳

چنان افتاده‌ام از کار، بهر لاله رخساری

که غیر از دیدن رویش نمی‌آید ز من کاری

فضای سینه را چندان که می‌جویم، نمی‌یابم

ز یاران به دل نزدیک، غیر از ناوکش یاری

نگاهی داشت هر سو گرم، ساقی دوش در مجلس

نمی‌دانم که آتش در که زد، من سوختم باری

ز زلف یار نتوانم بریدن دل به آسانی

که بر وی عمرها شد بسته دارم دل به هر تاری

ز شیخ و برهمن ناید طریق عشق ورزیدن

یکی مشغول تسبیحی، یکی در بند زناّری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۵دل ز بیداد تو رو کرد به آبادانی
  2. شمارهٔ ۴۵۶می‌کنم در بوستان با عندلیبان شیونی
  3. شمارهٔ ۴۵۷چو باد صبح گذشتم به گرد هر چمنی
  4. شمارهٔ ۴۵۸هرگوشه چو مینا، صنم حور سرشتی
  5. شمارهٔ ۴۵۹چون سراپا همه را هست به سوداش سری
  6. شمارهٔ ۴۶۰به دل نمی‌گذری، تا کجا گذر داری
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.