پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۵

دل ز بیداد تو رو کرد به آبادانی

در نظر، برگ گل و لاله کند پیکانی

در تماشای در و بام تو چون مهر منیر

هر سر موی کند بر بدنم مژگانی

از بد و نیک جهان، روی فراهم نکشم

زانکه چون آینه‌ام باز بود پیشانی

سینه‌ام ترکش تیرست ازان شست و هنوز

جگرم آه کشد از غم بی‌پیکانی

در خراش جگرم حاجت ناخن نبود

پیچش آه کند در جگرم سوهانی

روی گردانده‌ای از دیدن رویش قدسی

گل بی‌رنگ ز خورشید چرا گردانی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۷چو باد صبح گذشتم به گرد هر چمنی
  2. شمارهٔ ۴۵۸هرگوشه چو مینا، صنم حور سرشتی
  3. شمارهٔ ۴۵۹چون سراپا همه را هست به سوداش سری
  4. شمارهٔ ۴۶۰به دل نمی‌گذری، تا کجا گذر داری
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.