پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۸

هرگوشه چو مینا، صنم حور سرشتی

در زیر فلک نیست چو میخانه بهشتی

تنگ است چنان عرصه افلاک که گویی

چون خانه خم گشته بنا، بر سر خشتی

چون غنچه که باشد که گریبان نکند چاک؟

آواز نی و جام می و دامن کشتی

آن گریه کجا رفت که طوفان صفتش را

بر صفحه دریا به خط موج نوشتی؟

دیدند دغا باختن کعبه روان را

آن قوم که بر کعبه گزیدند کنشتی

خم بر سر خود داد ز افتادگی‌اش جای

در میکده کمتر نتوان بود ز خشتی

نامم نتوان برد ز خواری برش امروز

آن روز کجا شد که به من نامه نوشتی

قدسی خبرت نیست که در میکده عشق

هر گوشه بهشتی‌ست نهان در ته خشتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۰به دل نمی‌گذری، تا کجا گذر داری
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.