پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۰

چند جفا شیوه و عادت کنی؟

وقت نیامد که مروت کنی؟

خود چه شود، گر به اسیران خویش

لطف به اندازه حسرت کنی؟

جان ز غمت بر لبم آمد نشست

منتظر آنکه تو رخصت کنی

ما و گنه، گر تو به این روی خوب

روز جزا میل شفاعت کنی

خود چه گزینی که ازان بهترست؟

قدسی اگر ترک محبت کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۲نماند در بدنم جان ز جستجوی گلی
  2. شمارهٔ ۴۵۳چنان افتاده‌ام از کار، بهر لاله رخساری
  3. شمارهٔ ۴۵۴نکردم از سر کویت به هیچ گلشن روی
  4. شمارهٔ ۴۵۵دل ز بیداد تو رو کرد به آبادانی
  5. شمارهٔ ۴۵۶می‌کنم در بوستان با عندلیبان شیونی
  6. شمارهٔ ۴۵۷چو باد صبح گذشتم به گرد هر چمنی
  7. شمارهٔ ۴۵۸هرگوشه چو مینا، صنم حور سرشتی
  8. شمارهٔ ۴۵۹چون سراپا همه را هست به سوداش سری
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.