پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۵

تا چند از پی دل شیدا رود کسی

دنبال او نکوست که تنها رود کسی

مرهم‌طلب مباش چو داغی نسوختی

دست تهی چگونه به سودا رود کسی؟

کس بی‌طلب نرفته، اگر دیر، اگر حرم

خواری کشد، نخوانده به هرجا رود کسی

گیرایی کمند تو، می‌آردش به زیر

بر بام چرخ اگر چو مسیحا رود کسی

بگشا ز رخ نقاب، که زاهد نگویم

از ره چرا به زلف چلیپا رود کسی

ای چشم ناشکیب، دمی پاس گریه دار

تا کی ز بحر، روی به صحرا رود کسی؟

شاید، به راه کعبه ز شوق قدم‌زدن

چون خار اگر در آبله پا رود کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۷سرم شد باز گرم از مژده بیجای سودایی
  2. شمارهٔ ۴۴۸من و تا روز، هر شب در فراق چشم میگونی
  3. شمارهٔ ۴۴۹نوشم ز بس چو باده، ز پیمانه، دوستی
  4. شمارهٔ ۴۵۰چند جفا شیوه و عادت کنی؟
  5. شمارهٔ ۴۵۱آرزوی ما کند با مدعا بیگانگی
  6. شمارهٔ ۴۵۲نماند در بدنم جان ز جستجوی گلی
  7. شمارهٔ ۴۵۳چنان افتاده‌ام از کار، بهر لاله رخساری
  8. شمارهٔ ۴۵۴نکردم از سر کویت به هیچ گلشن روی
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.