پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۵

ای عندلیب وصل، هم‌آواز کیستی

دمساز ما غم است، تو دمساز کیستی

نشنیده صوت مطرب غم، آنکه گویدم

آتش‌پرست شعله آواز کیستی

نگذاشت رشک، ورنه جمالت نمودمی

آن را که گفت شیفته ناز کیستی

قدسی ز حال خویشتن آگه نیابمت

بیخود چنین ز چشم فسونساز کیستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۷ز مو ضعیف‌ترم از غم میان کسی
  2. شمارهٔ ۴۳۸هزار حیف که در بوستان رعنایی
  3. شمارهٔ ۴۳۹چو شمع امشب مرا در محفلش بار است پنداری
  4. شمارهٔ ۴۴۰به هوای صید یک ره، به گذار ما نیایی
  5. شمارهٔ ۴۴۱ما چو پروانه نسوزیم به داغ غلطی
  6. شمارهٔ ۴۴۲از ره به خواهش دل شیدا چه می‌روی
  7. شمارهٔ ۴۴۳گر چو شمع آتش برآید از گریبان کسی
  8. شمارهٔ ۴۴۴نخیزد از دل مرغان باغ، افغانی
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.