پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۰

شاد باش ای دل که خود را خوب رسوا کرده‌ای

چون نکونامی بلایی را ز سر وا کرده‌ای

هرکه را بینم کشش سوی تو دارد خاطرش

آفتابی، در دل هر ذره‌ای جا کرده‌ای

شکر احسان تو چون آرم به جا ای غم، که تو

خون دل عمری برای من مهیا کرده‌ای

دست در دامان هجر یار داری ای اجل

خوش مددکاری برای خویش پیدا کرده‌ای

وای بر آیندگان روزگار ای آسمان

گر کنی با دیگران هم نچه با ما کرده‌ای

در غمش لاف صبوری می‌زنی ای دل، برو

دیده‌ام خود را و ما را هر دو رسوا کرده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۲کشته‌ای اول به نازم، باز خندان گشته‌ای
  2. شمارهٔ ۴۳۳یار بی‌پروا و ما را آرزوی دل بسی
  3. شمارهٔ ۴۳۴به نومیدی خوشم، ناکامی‌ام کام است پنداری
  4. شمارهٔ ۴۳۵ای عندلیب وصل، هم‌آواز کیستی
  5. شمارهٔ ۴۳۶بهار رفت و نچیدم گل از بر رویی
  6. شمارهٔ ۴۳۷ز مو ضعیف‌ترم از غم میان کسی
  7. شمارهٔ ۴۳۸هزار حیف که در بوستان رعنایی
  8. شمارهٔ ۴۳۹چو شمع امشب مرا در محفلش بار است پنداری
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.