پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۱

از تو دلها همه ناشاد و تو هم شاد نه‌ای

عالمی از تو خراب است و تو آباد نه‌ای

در گرفتاری عشق است حیات ابدی

جان به شکرانه ده ای صید، که آزاد نه‌ای

در حق من سخن غیر مگر کردی گوش؟

که دو روزست به من بر سر بیداد نه‌ای

گر سر زلف نداری، دل خود بیرون کش

در ره صید مکش دام، چو صیاد نه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۳یار بی‌پروا و ما را آرزوی دل بسی
  2. شمارهٔ ۴۳۴به نومیدی خوشم، ناکامی‌ام کام است پنداری
  3. شمارهٔ ۴۳۵ای عندلیب وصل، هم‌آواز کیستی
  4. شمارهٔ ۴۳۶بهار رفت و نچیدم گل از بر رویی
  5. شمارهٔ ۴۳۷ز مو ضعیف‌ترم از غم میان کسی
  6. شمارهٔ ۴۳۸هزار حیف که در بوستان رعنایی
  7. شمارهٔ ۴۳۹چو شمع امشب مرا در محفلش بار است پنداری
  8. شمارهٔ ۴۴۰به هوای صید یک ره، به گذار ما نیایی
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.