پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۷

خوی تو در جفا شکسته

عهدت کمر وفا شکسته

بیگانگی تو خار حسرت

در جان صد آشنا شکسته

تا از جگر که یادگارست؟

خاری که مرا به پا شکسته

آن کس که دلم شکسته، داند

کاین شیشه به مدعا شکسته

بر هرکه کشید تیغ، از رشک

رنگ من مبتلا شکسته

غیرت کش ساغرم، به سنگی

صد جام جهان‌نما شکسته

یا رب زن ناله‌ام، به آهی

هنگامه صد دعا شکسته

تا بتکده دلم شد آباد

بازار کلیسا شکسته

یا رب که شکستگی مبیناد

آن کس که دل مرا شکسته

هرکس که بدید رنگ قدسی

داند که دلش کجا شکسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۹عاشقی، بر بستر آسودگی پهلو منه
  2. شمارهٔ ۴۳۰شاد باش ای دل که خود را خوب رسوا کرده‌ای
  3. شمارهٔ ۴۳۱از تو دلها همه ناشاد و تو هم شاد نه‌ای
  4. شمارهٔ ۴۳۲کشته‌ای اول به نازم، باز خندان گشته‌ای
  5. شمارهٔ ۴۳۳یار بی‌پروا و ما را آرزوی دل بسی
  6. شمارهٔ ۴۳۴به نومیدی خوشم، ناکامی‌ام کام است پنداری
  7. شمارهٔ ۴۳۵ای عندلیب وصل، هم‌آواز کیستی
  8. شمارهٔ ۴۳۶بهار رفت و نچیدم گل از بر رویی
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.