پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۶

به دل غمی چو نداری، به سینه داغ منه

ترا که بسته بود در، به ره چراغ منه

وصیتم شب رحلت به می‌فروش این بود

که جز پیاله به بالین من چراغ منه

مرا ز گلشن جان عطر پیرهن برخاست

نسیم گو به سرم منت سراغ منه

غمم چو تازه نکردی، به راحتم مفریب

چو ناخنی نزدی، پنبه‌ام به داغ منه

بهار آمد و بلبل به ناله می‌گوید

که بی‌پیاله چو نرگس قدم به باغ منه

به باده دست مبر، یا همیشه بیخود باش

قرابه را بشکن، یا ز کف ایاغ منه

به شکر قرب، مزن طعنه دور گردان را

چو عندلیب شدی، دست رد به زاغ منه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۸در سینه دل غمین فتاده
  2. شمارهٔ ۴۲۹عاشقی، بر بستر آسودگی پهلو منه
  3. شمارهٔ ۴۳۰شاد باش ای دل که خود را خوب رسوا کرده‌ای
  4. شمارهٔ ۴۳۱از تو دلها همه ناشاد و تو هم شاد نه‌ای
  5. شمارهٔ ۴۳۲کشته‌ای اول به نازم، باز خندان گشته‌ای
  6. شمارهٔ ۴۳۳یار بی‌پروا و ما را آرزوی دل بسی
  7. شمارهٔ ۴۳۴به نومیدی خوشم، ناکامی‌ام کام است پنداری
  8. شمارهٔ ۴۳۵ای عندلیب وصل، هم‌آواز کیستی
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.