پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۵

..............................

..............................ون آهسته آهسته

مگر امید دارد کان پری روزی به دام افتد؟

که دل در سینه می‌خواند فسون آهسته آهسته

دلی کو پاره‌ای عاشق نباشد، نیست نقص عشق

که نور ماه نو گردد فزون آهسته آهسته

چنین گر فکر گیسویت ز تاب دل فزون باشد

شود سودای او در سر جنون آهسته آهسته

ز بس با یکدگر کردند خصمی بر سر عشقت

میان دیده و دل خاست خون آهسته آهسته

چنین کز شوق رویت خون به هر نظّاره‌ای ریزد

ز چشم ما نگاه آید برون آهسته آهسته

مسیحا را نشاید دعوی اعجاز با لعلت

که می‌آید به دامت از فسون آهسته آهسته

غرض ناکامی است از عشق، اگر نه کوهکن، قدسی

چرا می‌کند جان در بیستون آهسته آهسته؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۷خوی تو در جفا شکسته
  2. شمارهٔ ۴۲۸در سینه دل غمین فتاده
  3. شمارهٔ ۴۲۹عاشقی، بر بستر آسودگی پهلو منه
  4. شمارهٔ ۴۳۰شاد باش ای دل که خود را خوب رسوا کرده‌ای
  5. شمارهٔ ۴۳۱از تو دلها همه ناشاد و تو هم شاد نه‌ای
  6. شمارهٔ ۴۳۲کشته‌ای اول به نازم، باز خندان گشته‌ای
  7. شمارهٔ ۴۳۳یار بی‌پروا و ما را آرزوی دل بسی
  8. شمارهٔ ۴۳۴به نومیدی خوشم، ناکامی‌ام کام است پنداری
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.