پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۰

من نمی‌گویم به چشمم نه قدم، یا بر زمین

چشم من فرش است هرجا می‌نهی پا بر زمین

کشتی چشم تر من بود با دریا قدر

اشک زور آورد، آمد پشت دریا بر زمین

زیر پای عاشقان باشد زمین و آسمان

عشق را یک پای بر عرش است و یک پا بر زمین

جای برگردون بود افتادگان عشق را

من هم از افتادگان عشقم، اما بر زمین

عمرها شد کشتی من با نکویان آشناست

دل ز دست هر یکی افتاده صد جا بر زمین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۲مردم ز تیرگی، نفسی بی‌نقاب شو
  2. شمارهٔ ۴۲۳جان چیست کش فدا نکنم از برای تو؟
  3. شمارهٔ ۴۲۴فتنه‌ای هر لحظه برمی‌خیزد از مژگان تو
  4. شمارهٔ ۴۲۵..............................
  5. شمارهٔ ۴۲۶به دل غمی چو نداری، به سینه داغ منه
  6. شمارهٔ ۴۲۷خوی تو در جفا شکسته
  7. شمارهٔ ۴۲۸در سینه دل غمین فتاده
  8. شمارهٔ ۴۲۹عاشقی، بر بستر آسودگی پهلو منه
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.