پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۸

کم خمار بگیرد، اگر شراب شوم

برآورد ره روزن، گر آفتاب شوم

چگونه با دیگران بینمت، که عکس رخت

اگر در آینه افتد، ز غیرت آب شوم

ز غیرتم شده آگاه، چون ز من رنجد

به دیگران زند آتش که من کباب شوم

به روز وصل، چو خورشید از اضطراب حجاب

گهی نقاب درم، گاه در نقاب شوم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۰حیرانم از افسردگی، در کار و بار خویشتن
  2. شمارهٔ ۴۱۱مباش غره به عهد قدیم و یار کهن
  3. شمارهٔ ۴۱۲شرط بود کفر و دین، هر دو به هم داشتن
  4. شمارهٔ ۴۱۳توان غم تو ز جان خراب دزدیدن
  5. شمارهٔ ۴۱۴بیا ای عشق، ننگ عافیت از سرم وا کن
  6. شمارهٔ ۴۱۵در کوه و دشت، پهن شود تا نشان من
  7. شمارهٔ ۴۱۶سینه پیش غم جانانه چه خواهد بودن
  8. شمارهٔ ۴۱۷تا به کی چون ماه در مشکین نقاب افروختن
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.