پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۰

سپندوار بر آتش چو اضطراب کنم

ز سوز دل، جگر شعله را کباب کنم

شود ز لذت نظاره چشم من محروم

به وقت دیدنش از بس که اضطراب کنم

به یاد لعل تو شبها به محرومی

ز خون دل، قدح خویش پرشراب کنم

دم شهادت خود، خوش تنعمی دارم

که زخم از دم شمشیر انتخاب کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۲چو درد عشق تو کرد آشنای خویشتنم
  2. شمارهٔ ۳۹۳در انتظار تو شد عمرها که چشم به راهم
  3. شمارهٔ ۳۹۴رخ تو تا شده غایب به صورت از نظرم
  4. شمارهٔ ۳۹۵دردت به دل رسیده و از دل به داغ هم
  5. شمارهٔ ۳۹۶گر ز چنگ شحنه هجران امان می‌یافتم
  6. شمارهٔ ۳۹۷تا شد زبان گره چو جرس، بر فغان زدیم
  7. شمارهٔ ۳۹۸نهال دوستی را ریشه در خون پرورش دادم
  8. شمارهٔ ۳۹۹ما حرف سود خویش برای زیان زدیم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.