پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۸

نهال دوستی را ریشه در خون پرورش دادم

بچش نوباوه باغم، ببین چون پرورش دادم

به غیر از پاره دل نیست دربار سرشک من

چه باشد بهره تخمی که در خون پرورش دادم

به اشک گرم من، در نوبت مجنون پر از گل بود

گلستان محبت را نه اکنون پرورش دادم

نشد چون بذل دونان، قابل نشو و نما هرگز

نهال بخت خود را از حد افزون پرورش دادم

پی تمهید رسوایی، نهال مهر خوبان را

به آب و خاک صد فرهاد و مجنون پرورش دادم

دماغم تا شود شایسته بوی بتان، قدسی

مشام خود چو گل ز اندازه بیرون پرورش دادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۰دوش بر خاک درت عرض جبین می‌کردم
  2. شمارهٔ ۴۰۱در خون دل از دیده خونبار نشستیم
  3. شمارهٔ ۴۰۲..............................
  4. شمارهٔ ۴۰۳در میان بیخودی، آرامش دل یافتم
  5. شمارهٔ ۴۰۴ز بس که دشمن نظّاره پریشانم
  6. شمارهٔ ۴۰۵اگر به عشق نباشد درست، پیمانم
  7. شمارهٔ ۴۰۶از وصل هر گل در چمن، چون غنچه دامان چیده‌ام
  8. شمارهٔ ۴۰۷چو باد سوی تو آید، ز غیرت آب شوم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.