پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۱

در خون دل از دیده خونبار نشستیم

چون دیده به خون از غم دلدار نشستیم

زان پیش که پرگار کشد دایره عشق

در دایره چون نقطه پرگار نشستیم

یک بار اگر از چمنی بی تو گذشتیم

هرگام چو گل بر سر صد خار نشستیم

در عشق ز ما عکس در آیینه نیفتد

از گرد هوس بس که سبکبار نشستیم

هر چاک ز دل، مطلع خورشید دگر شد

هرجا که به یاد تو شب تار نشستیم

هرگاه که رفتیم به یاد تو به گلزار

پهلوی گل و لاله به صد عار نشستیم

شایسته گلزار نبودیم چو بلبل

بر شعله چو پروانه سزاوار نشستیم

در حلقه اهل حرم و دیر چو قدسی

شایسته‌تر از سبحه و زنار نشستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۳در میان بیخودی، آرامش دل یافتم
  2. شمارهٔ ۴۰۴ز بس که دشمن نظّاره پریشانم
  3. شمارهٔ ۴۰۵اگر به عشق نباشد درست، پیمانم
  4. شمارهٔ ۴۰۶از وصل هر گل در چمن، چون غنچه دامان چیده‌ام
  5. شمارهٔ ۴۰۷چو باد سوی تو آید، ز غیرت آب شوم
  6. شمارهٔ ۴۰۸کم خمار بگیرد، اگر شراب شوم
  7. شمارهٔ ۴۰۹..............................
  8. شمارهٔ ۴۱۰حیرانم از افسردگی، در کار و بار خویشتن
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.