پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۲

..............................

..............................ا می‌کشم

او فراهم می‌کشد چو غنچه جیب از روی ناز

من به صد امید، دامان تمنا می‌کشم

وصل را زان دوست می‌دارم که هجران در پی است

از برای دیده آن خاری که از پا می‌کشم

در چمن چون غنچه تا کی می‌توان دلتنگ زیست؟

خویش را چون لاله بر دامان صحرا می‌کشم

عشقت از غیرت ز خود می‌داشتم پنهان، کنون

اندک اندک از زبان خویشتن وا می‌کشم

قدسی از آسیب سوز سینه و سیلاب اشک

رخت خود را گه به آتش، گه به دریا می‌کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۴ز بس که دشمن نظّاره پریشانم
  2. شمارهٔ ۴۰۵اگر به عشق نباشد درست، پیمانم
  3. شمارهٔ ۴۰۶از وصل هر گل در چمن، چون غنچه دامان چیده‌ام
  4. شمارهٔ ۴۰۷چو باد سوی تو آید، ز غیرت آب شوم
  5. شمارهٔ ۴۰۸کم خمار بگیرد، اگر شراب شوم
  6. شمارهٔ ۴۰۹..............................
  7. شمارهٔ ۴۱۰حیرانم از افسردگی، در کار و بار خویشتن
  8. شمارهٔ ۴۱۱مباش غره به عهد قدیم و یار کهن
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.