پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۹

ما حرف سود خویش برای زیان زدیم

خرمن چو گل به نیت باد خزان زدیم

من بعد، ما و حلقه رندان، چه سود کرد

چندان که حلقه بر در هفت آسمان زدیم

طول امل درازتر از روزگار بود

در زلف یار، دست ز کار جهان زدیم

ما را حجاب دام، نفس در قفس شکست

یک بار اگر به سهو، دم از آشیان زدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۱در خون دل از دیده خونبار نشستیم
  2. شمارهٔ ۴۰۲..............................
  3. شمارهٔ ۴۰۳در میان بیخودی، آرامش دل یافتم
  4. شمارهٔ ۴۰۴ز بس که دشمن نظّاره پریشانم
  5. شمارهٔ ۴۰۵اگر به عشق نباشد درست، پیمانم
  6. شمارهٔ ۴۰۶از وصل هر گل در چمن، چون غنچه دامان چیده‌ام
  7. شمارهٔ ۴۰۷چو باد سوی تو آید، ز غیرت آب شوم
  8. شمارهٔ ۴۰۸کم خمار بگیرد، اگر شراب شوم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.