پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۹

دلی از قید آسایش چو عشق آزاد می‌خواهم

لبی چون بلبل شوریده پر فریاد می‌خواهم

به غم خو کرده جانم ذوق عالم را نمی‌دانم

دل اندوهگین و خاطر ناشاد می‌خواهم

دلم چون بود آسوده، به قید عشقش افکندم

غم نوکرده جا در دل، مبارکباد می‌خواهم

سراپا ناله دردم، چو مرغ بال ببریده

مهیّای قفس شد مرغ دل، صیاد می‌خواهم

دلم با زخم بیداد تو محکم الفتی دارد

همه داد از تو می‌جویند و من بیداد می‌خواهم

دل محنت‌کش مارا چه باشد بیستون کندن؟

غمی دشوارتر از محنت فرهاد می‌خواهم

خوشم با سایه دیوار، در کوی بتان قدسی

نه گشت بوستان، نه سایه شمشاد می‌خواهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۱زبان گداختم و راز عشق سر کردم
  2. شمارهٔ ۳۹۲چو درد عشق تو کرد آشنای خویشتنم
  3. شمارهٔ ۳۹۳در انتظار تو شد عمرها که چشم به راهم
  4. شمارهٔ ۳۹۴رخ تو تا شده غایب به صورت از نظرم
  5. شمارهٔ ۳۹۵دردت به دل رسیده و از دل به داغ هم
  6. شمارهٔ ۳۹۶گر ز چنگ شحنه هجران امان می‌یافتم
  7. شمارهٔ ۳۹۷تا شد زبان گره چو جرس، بر فغان زدیم
  8. شمارهٔ ۳۹۸نهال دوستی را ریشه در خون پرورش دادم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.