پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۶

گر ز چنگ شحنه هجران امان می‌یافتم

از وصال یار، عمر جاودان می‌یافتم

خویش را پروانه می‌سوزد ز گرمی‌های شمع

مهر می‌گشتم، اگر یک مهربان می‌یافتم

بهر هر کالای معنی، در کمین صد رهزن است

کاشکی صد گنج را یک پاسبان می‌یافتم

یاد باد آن ساده‌لوحی‌ها که در مجلس چو شمع

هرچه در دل می‌نهفتم بر زبان می‌یافتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۸نهال دوستی را ریشه در خون پرورش دادم
  2. شمارهٔ ۳۹۹ما حرف سود خویش برای زیان زدیم
  3. شمارهٔ ۴۰۰دوش بر خاک درت عرض جبین می‌کردم
  4. شمارهٔ ۴۰۱در خون دل از دیده خونبار نشستیم
  5. شمارهٔ ۴۰۲..............................
  6. شمارهٔ ۴۰۳در میان بیخودی، آرامش دل یافتم
  7. شمارهٔ ۴۰۴ز بس که دشمن نظّاره پریشانم
  8. شمارهٔ ۴۰۵اگر به عشق نباشد درست، پیمانم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.