پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۶

به خون خوردن جدا زان لعل شکربار می‌سازم

ز مژگان خون دل می‌ریزم و ناچار می‌سازم

نیم بلبل که گل همدم هر خار و خس بینم

ز رشک غیر، با محرومی دیدار می‌سازم

تو لذت‌دوستی دشمن، علاج درد خود می‌جو

که من با چشم پرخون و دل افگار می‌سازم

ازان ترسم که بازت بی‌وفا خوانند بی‌دردان

وگرنه من بدین ناکامی بسیار می‌سازم

تو و سجاده و تسبیح با صد عیب در باطن

که من همچون برهمن فاش با زنار می‌سازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۸عمری چو جاهلان پی چون و چرا شدم
  2. شمارهٔ ۳۸۹دلی از قید آسایش چو عشق آزاد می‌خواهم
  3. شمارهٔ ۳۹۰سپندوار بر آتش چو اضطراب کنم
  4. شمارهٔ ۳۹۱زبان گداختم و راز عشق سر کردم
  5. شمارهٔ ۳۹۲چو درد عشق تو کرد آشنای خویشتنم
  6. شمارهٔ ۳۹۳در انتظار تو شد عمرها که چشم به راهم
  7. شمارهٔ ۳۹۴رخ تو تا شده غایب به صورت از نظرم
  8. شمارهٔ ۳۹۵دردت به دل رسیده و از دل به داغ هم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.