پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۴

هرگز به بزم وصل، شبی جا نکرده‌ام

کز رشک غیر، هجر تمنا نکرده‌ام

از ناله بسته‌ام لب بلبل به ناله‌ای

گر غنچه را ز دل گرهی وا نکرده‌ام

تمکین نگر، که سلسله‌جنبان وصل را

با این هجوم شوق، تقاضا نکرده‌ام

تن در دهم به عجز، مبادا ز خصم خویش

شرمندگی کشم که مدارا نکرده‌ام

شب نگذرانده‌ام که ز سیلاب چشم خویش

چون موج، جلوه بر سر دریا نکرده‌ام

بیماری‌ام کشیده به مرگ و ز رشک عشق

اظهار درد خود به مسیحا نکرده‌ام

یک پیک حاجتم چو به منزل نمی‌رسد

خوش خاطرم ز هرچه تمنا نکرده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۶به خون خوردن جدا زان لعل شکربار می‌سازم
  2. شمارهٔ ۳۸۷من لذت درد تو به درمان نفروشم
  3. شمارهٔ ۳۸۸عمری چو جاهلان پی چون و چرا شدم
  4. شمارهٔ ۳۸۹دلی از قید آسایش چو عشق آزاد می‌خواهم
  5. شمارهٔ ۳۹۰سپندوار بر آتش چو اضطراب کنم
  6. شمارهٔ ۳۹۱زبان گداختم و راز عشق سر کردم
  7. شمارهٔ ۳۹۲چو درد عشق تو کرد آشنای خویشتنم
  8. شمارهٔ ۳۹۳در انتظار تو شد عمرها که چشم به راهم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.