پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۳

تا آفرین شست تو گوید زبان زخم

پیکان زبان خویش کند در دهان زخم

یک دم بمان چو زخم زدی، تا که بشنوی

تحسین تیغ خود ز لب خون‌فشان زخم

جنس جفا کسی نستاند به نیم جو

جایی که تیغ یار گشاید دکان زخم

بس گرم شکر گفتن بازوی قاتل است

ترسم که تیغ، آب شود در دهان زخم

دل را پر از ذخیره لذت کند کنار

غلتد چو نیم بسمل تو در میان زخم

زخم خدنگ عشق چو درمان‌پذیر نیست

بیهوده، ای مسیح مکن امتحان زخم

قدسی دلم شکاف شکاف است در درون

بر سینه گرچه نیست ز بیرون نشان زخم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۵ما جهان را رخ ز آب چشم گریان شسته‌ایم
  2. شمارهٔ ۳۸۶به خون خوردن جدا زان لعل شکربار می‌سازم
  3. شمارهٔ ۳۸۷من لذت درد تو به درمان نفروشم
  4. شمارهٔ ۳۸۸عمری چو جاهلان پی چون و چرا شدم
  5. شمارهٔ ۳۸۹دلی از قید آسایش چو عشق آزاد می‌خواهم
  6. شمارهٔ ۳۹۰سپندوار بر آتش چو اضطراب کنم
  7. شمارهٔ ۳۹۱زبان گداختم و راز عشق سر کردم
  8. شمارهٔ ۳۹۲چو درد عشق تو کرد آشنای خویشتنم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.