پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۶

با یارم و در دفع غم اسباب ندارم

در بحر چو کشتی روم و آب ندارم

جز سجده ابروی توام نیست عبادت

پروای نماز و سر محراب ندارم

دانسته لبم لذت خونابه کشیدن

معذورم اگر ذوق می ناب ندارم

با دولت بیدار، نسازد غم جاوید

آزردگی از بخت گرانخواب ندارم

سودای دلم جوش برآرد ز نصیحت

قدسی سر دلسوزی احباب ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۸کی به غیر از دیدنش اندیشه دیگر کنم
  2. شمارهٔ ۳۷۹خون می‌چکد از دیده ز نظاره داغم
  3. شمارهٔ ۳۸۰دل به تیغ غمزه آن شوخ قاتل بسته‌ام
  4. شمارهٔ ۳۸۱در غمت با گریه شام و سحر خو کرده‌ام
  5. شمارهٔ ۳۸۲از ازل کشته آن طرز نگاه آمده‌ایم
  6. شمارهٔ ۳۸۳تا آفرین شست تو گوید زبان زخم
  7. شمارهٔ ۳۸۴هرگز به بزم وصل، شبی جا نکرده‌ام
  8. شمارهٔ ۳۸۵ما جهان را رخ ز آب چشم گریان شسته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.