پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۲

اگر دور از دلارای خود افتم

به دست طبع خودرای خود افتم

ز سودای دو عالم باز مانم

زمانی گر به سودای خود افتم

شبم گرم است جا بر آستانت

مباد آن روز، کز جای خود افتم

نگیرد دامنم گر خاک کویت

شوم زنجیر و در پای خود افتم

غریبان را دهم در دیده ماوا

ز غربت گر به ماوای خود افتم

تمنای فلک آن است قدسی

که من دور از تمنای خود افتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۴من صید زخم‌خورده از پا فتاده‌ام
  2. شمارهٔ ۳۷۵گمان مبر که ز روی تو دیده بردارم
  3. شمارهٔ ۳۷۶با یارم و در دفع غم اسباب ندارم
  4. شمارهٔ ۳۷۷کرده تا عشق تو چون نقش قدم پامالم
  5. شمارهٔ ۳۷۸کی به غیر از دیدنش اندیشه دیگر کنم
  6. شمارهٔ ۳۷۹خون می‌چکد از دیده ز نظاره داغم
  7. شمارهٔ ۳۸۰دل به تیغ غمزه آن شوخ قاتل بسته‌ام
  8. شمارهٔ ۳۸۱در غمت با گریه شام و سحر خو کرده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.