پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۸

امشب ز دیده از قدح افزون گریستم

تا دل چو شیشه داشت نمی، خون گریستم

یک بار، دیده‌ام به غلط فال خواب زد

عمری ز شرمساری آن، خون گریستم

تلخی ندید عیش حریفان ز گریه‌ام

چون آمدم ز میکده بیرون، گریستم

تا کس به عشق او نبرد پی ز گریه‌ام

شبها به شهر و روز به هامون گریستم

روید به جای سبزه ازان خاک، نخل سرو

هرجا به یاد قد آن موزون گریستم

طوافن پناه برد به گیتی ز گریه‌ام

ای نوح سر بر آر، ببین چون گریستم

اول شدم شکفته ز ارسال نامه‌اش

آخر ز شرمساری مضمون گریستم

گویند دل به گریه تهی می‌شود ز درد

چون درد من فزود، چو افزون گریستم؟

هرکس که دید اشک من، اندوهگین شود

قدسی ز بس که با دل محزون گریستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۰بر سر کوی تو عمری شد که ما افتاده‌ایم
  2. شمارهٔ ۳۷۱دیده را در عشق ازین به، مبتلا می‌خواستیم
  3. شمارهٔ ۳۷۲اگر دور از دلارای خود افتم
  4. شمارهٔ ۳۷۳من تیره‌دل و نورفشان شعله آهم
  5. شمارهٔ ۳۷۴من صید زخم‌خورده از پا فتاده‌ام
  6. شمارهٔ ۳۷۵گمان مبر که ز روی تو دیده بردارم
  7. شمارهٔ ۳۷۶با یارم و در دفع غم اسباب ندارم
  8. شمارهٔ ۳۷۷کرده تا عشق تو چون نقش قدم پامالم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.