پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۷

تا دل بر آتش غم جانانه سوختیم

از رشک، جان محرم و بیگانه سوختیم

ما را نه قرب شمع میسر، نه وصل گل

از اعتبار بلبل و پروانه سوختیم

افروختیم در حرم کعبه صد چراغ

تا یک چراغ بر در میخانه سوختیم

خون جگر ز شیشه کشیدیم و از حسد

چون لاله، داغ بر دل پیمانه سوختیم

آتش زدیم در جگر عاقلان ز رشک

زین داغها که بر دل دیوانه سوختیم

خوبان نمی‌شوند به ما آشنا و ما

از اختلاط مردم بیگانه سوختیم

امشب که یاد روی تو مهمان دیده بود

تا روز، شمع ماه به کاشانه سوختیم

کردی به غیر گرمی و شد کار ما ز دست

ما هم به آتش دگری خانه سوختیم

قدسی ز حرف عشق نبستیم لب دمی

عمری دماغ بهر یک افسانه سوختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۹خضر اگر آب حیات آورد، خون دانسته‌ام
  2. شمارهٔ ۳۷۰بر سر کوی تو عمری شد که ما افتاده‌ایم
  3. شمارهٔ ۳۷۱دیده را در عشق ازین به، مبتلا می‌خواستیم
  4. شمارهٔ ۳۷۲اگر دور از دلارای خود افتم
  5. شمارهٔ ۳۷۳من تیره‌دل و نورفشان شعله آهم
  6. شمارهٔ ۳۷۴من صید زخم‌خورده از پا فتاده‌ام
  7. شمارهٔ ۳۷۵گمان مبر که ز روی تو دیده بردارم
  8. شمارهٔ ۳۷۶با یارم و در دفع غم اسباب ندارم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.