پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۴

شمعیم و تن ز اشک دمادم گداختیم

داغیم و از تبسم مرهم گداختیم

از بس که کرده‌ایم به غم، خویش را غلط

غم ناتوان و ما ز تب غم گداختیم

ای جان برو، چو عهد دلم تازه کرد غم

کز اختلاط ساخته هم، گداختیم

در مهر شعله ز آتش پروانه سوختیم

در عشق گل ز غیرت شبنم گداختیم

کس تهمت شفا ننهد بر مریض عشق

قدسی ز لاف عیسی مریم گداختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۶ما چشم سیه بر شجر طور نداریم
  2. شمارهٔ ۳۴۷لبی از زمزمه عشق، خروشان دارم
  3. شمارهٔ ۳۴۸شود هر موی بر تن شعله، گر پاس فغان دارم
  4. شمارهٔ ۳۴۹سر تا قدم ز داغ تمنا در آتشم
  5. شمارهٔ ۳۵۰از لعل لبت جز طمع خام ندارم
  6. شمارهٔ ۳۵۱شب که بی روی تو از اشک دمادم سوختیم
  7. شمارهٔ ۳۵۲عافیت غم را مداوا کرد و زین غم سوختم
  8. شمارهٔ ۳۵۳شکل گردابی به گرد خود ز مژگان می‌کشم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.