پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

سر تا قدم ز داغ تمنا در آتشم

شاخ گلم مگر، که سراپا در آتشم؟

تا کرده‌اند نسبت آتش به خوی دوست

هرجا که آتشی‌ست، من آنجا در آتشم

ترسم غم تو جای کند گرم در دلی

ورنه چرا ز گرمی دلها در آتشم؟

رخسار یوسف از عرق حسن درگرفت

یعنی ز رشک عشق زلیخا در آتشم

خواهم ز طبع شعله کنم جذب سوختن

چون دود، ازان همیشه بود جا در آتشم

چشم ترم چو شیشه ز بس خون گرم ریخت

از موج خون چو ساغر صهبا در آتشم

دورم کند ز خویشتن از ننگ، چون سپند

هرچند افکنند به عمدا در آتشم

بر طور دل، تجلی غیرت فکنده نور

از سوز رشک خواهش موسی در آتشم

روی تو در برابر و دل خون ز بیم هجر

موج زلال خضرم و گویا در آتشم

هردم ز جای خویشتن از اضطراب دل

قدسی چنان جهم، که مگر پا در آتشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱شب که بی روی تو از اشک دمادم سوختیم
  2. شمارهٔ ۳۵۲عافیت غم را مداوا کرد و زین غم سوختم
  3. شمارهٔ ۳۵۳شکل گردابی به گرد خود ز مژگان می‌کشم
  4. شمارهٔ ۳۵۴داغ سودایم، به سوی سینه‌ریشان می‌روم
  5. شمارهٔ ۳۵۵دایم چو غنچه سر به گریبان گریستم
  6. شمارهٔ ۳۵۶روزی که ناخنی نزند عشق بر دلم
  7. شمارهٔ ۳۵۷تلخ است زبان در دهن از تلخی کامم
  8. شمارهٔ ۳۵۸به آشنایی چشم تو ناتوان شده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.