پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۲

عافیت غم را مداوا کرد و زین غم سوختم

هرکسی از داغ سوزد، من ز مرهم سوختم

خنده‌های شادی گل در چمن داغم نکرد

غنچه را دیدم غمی دارد، ازان غم سوختم

در محبت شعله افزون گردد آتش را ز آب

تا چو شمعم بود در هر قطره‌ای نم، سوختم

بس که دارم ذوق غم، هرجا که دیدم ماتمی‌ست

من در آن ماتم، فزون از اهل ماتم سوختم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۴داغ سودایم، به سوی سینه‌ریشان می‌روم
  2. شمارهٔ ۳۵۵دایم چو غنچه سر به گریبان گریستم
  3. شمارهٔ ۳۵۶روزی که ناخنی نزند عشق بر دلم
  4. شمارهٔ ۳۵۷تلخ است زبان در دهن از تلخی کامم
  5. شمارهٔ ۳۵۸به آشنایی چشم تو ناتوان شده‌ام
  6. شمارهٔ ۳۵۹ما در صبح طرب، ز آب و گل غم بسته‌ایم
  7. شمارهٔ ۳۶۰در بزم طرب، باده نابی نکشیدیم
  8. شمارهٔ ۳۶۱ما رخت دل ز کعبه به بتخانه برده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.