پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۱

ما رخت دل ز کعبه به بتخانه برده‌ایم

چون می، ز شیشه راه به پیمانه برده‌ایم

از عشق پی به حسن برد هرکسی و ما

از نور شمع، راه به پروانه برده‌ایم

می‌گردد از حباب، سبکتر به روی می

این ساغر گران که به میخانه برده‌ایم

از اشک خود که آبله دل بود تمام

بهر کبوتران حرم، دانه برده‌ایم

ناآشناتریم ز هرکس گمان بری

ما عرض آشنایی بیگانه برده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۳اگر نه صید کسی گشته مرغ نامه‌برم
  2. شمارهٔ ۳۶۴چند چون ابر بر اطراف گلستان گریم؟
  3. شمارهٔ ۳۶۵چون به سوی تو گشایم در کاشانه چشم
  4. شمارهٔ ۳۶۶قسمت نگر که نوشم، می از ایاغ مردم
  5. شمارهٔ ۳۶۷تا دل بر آتش غم جانانه سوختیم
  6. شمارهٔ ۳۶۸امشب ز دیده از قدح افزون گریستم
  7. شمارهٔ ۳۶۹خضر اگر آب حیات آورد، خون دانسته‌ام
  8. شمارهٔ ۳۷۰بر سر کوی تو عمری شد که ما افتاده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.