پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۰

در بزم طرب، باده نابی نکشیدیم

لب خشک شد و منت آبی نکشیدیم

چون مور ضعیف از عقب شاهسواران

گامی ندویدیم و رکابی نکشیدیم

بر خلد گذشتیم و نکردیم نگاهی

در میکده مردیم و شرابی نکشیدیم

همراه نسیم سحری عمر به سر رفت

از روی گلی، طرف نقابی نکشیدیم

بستیم ز احوال دو عالم لب پرسش

منت ز کس از بهر جوابی نکشیدیم

بر سینه ز بس داغ بهشتی‌صفتان بود

در دوزخ جاوید، عذابی نکشیدیم

قدسی چو شب و روز به رویت نگران بود

در چشمش ازان سرمه خوابی نکشیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۲زخم ناخن کی برآرد مدعای سینه‌ام؟
  2. شمارهٔ ۳۶۳اگر نه صید کسی گشته مرغ نامه‌برم
  3. شمارهٔ ۳۶۴چند چون ابر بر اطراف گلستان گریم؟
  4. شمارهٔ ۳۶۵چون به سوی تو گشایم در کاشانه چشم
  5. شمارهٔ ۳۶۶قسمت نگر که نوشم، می از ایاغ مردم
  6. شمارهٔ ۳۶۷تا دل بر آتش غم جانانه سوختیم
  7. شمارهٔ ۳۶۸امشب ز دیده از قدح افزون گریستم
  8. شمارهٔ ۳۶۹خضر اگر آب حیات آورد، خون دانسته‌ام
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.