پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۱

شب که بی روی تو از اشک دمادم سوختیم

سوختیم افزون ز هر شمعی، اگر کم سوختیم

ما اسیران محبت، شام غم، چون تار شمع

سر برون کردیم از یک جیب و با هم سوختیم

آب چشم من شب هجران کم از آتش نبود

تا به نقش پا، چو شمع از چشم پر نم سوختیم

ما و دل در عاشقی با هم نگشتیم آشنا

پیش هم بودیم و بر تنهایی هم سوختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۳شکل گردابی به گرد خود ز مژگان می‌کشم
  2. شمارهٔ ۳۵۴داغ سودایم، به سوی سینه‌ریشان می‌روم
  3. شمارهٔ ۳۵۵دایم چو غنچه سر به گریبان گریستم
  4. شمارهٔ ۳۵۶روزی که ناخنی نزند عشق بر دلم
  5. شمارهٔ ۳۵۷تلخ است زبان در دهن از تلخی کامم
  6. شمارهٔ ۳۵۸به آشنایی چشم تو ناتوان شده‌ام
  7. شمارهٔ ۳۵۹ما در صبح طرب، ز آب و گل غم بسته‌ایم
  8. شمارهٔ ۳۶۰در بزم طرب، باده نابی نکشیدیم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.