پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۰

از لعل لبت جز طمع خام ندارم

دارم هوس کام، اگر کام ندارم

دل را به خیال از تو تسلی نتوان کرد

بشتاب که من طاقت پیغام ندارم

ترکی به نگه کرده مرا مست، حریفان

معذور که پروای می و جام ندارم

ای آتش سوزان، چو سپند سر آتش

تا روی ترا دیده‌ام آرام ندارم

دشنامی ازو باز کشیدم به دعا من

هرچند لبت گفت که دشنام ندارم

خوش می‌گذرد خوش، به پریشانی‌ام اوقات

تا زلف پریشان نکنی، شام ندارم

بر گرد دل از شوق تمنای تو گردم

در کوی تو گر جا به در و بام ندارم

گشتم به کمند تو گرفتار چو قدسی

پروای گرفتاری ایام ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۲عافیت غم را مداوا کرد و زین غم سوختم
  2. شمارهٔ ۳۵۳شکل گردابی به گرد خود ز مژگان می‌کشم
  3. شمارهٔ ۳۵۴داغ سودایم، به سوی سینه‌ریشان می‌روم
  4. شمارهٔ ۳۵۵دایم چو غنچه سر به گریبان گریستم
  5. شمارهٔ ۳۵۶روزی که ناخنی نزند عشق بر دلم
  6. شمارهٔ ۳۵۷تلخ است زبان در دهن از تلخی کامم
  7. شمارهٔ ۳۵۸به آشنایی چشم تو ناتوان شده‌ام
  8. شمارهٔ ۳۵۹ما در صبح طرب، ز آب و گل غم بسته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.