پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۳

شکل گردابی به گرد خود ز مژگان می‌کشم

کم مباد اشکم، چرا منت ز طوفان می‌کشم؟

غنچه می‌چینم ز شاخ و بس که می‌آید بدش

از دل مرغ چمن گویی که پیکان می‌کشم

روز و شب سر در گریبانم ز غم، حق با من است

گر نفس چون صبح از چاک گریبان می‌کشم

می‌کنم پر خون ز کاوش، داغ‌های سینه را

بر سراپا باز نقش چشم گریان می‌کشم

طرفه شوخی گشته ساقی، از کفش جام شراب

می‌کشم، جز توبه‌ای آخر چه نقصان می‌کشم؟

گر کند غیرت مدد، از دست رشک مدعی

دست بر دل می‌نهم، یا پا به دامان می‌کشم

عاقبت قدسی چو تخم خاک می‌باید شدن

کافرم گر منت یک جو، ز خاقان می‌کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۵دایم چو غنچه سر به گریبان گریستم
  2. شمارهٔ ۳۵۶روزی که ناخنی نزند عشق بر دلم
  3. شمارهٔ ۳۵۷تلخ است زبان در دهن از تلخی کامم
  4. شمارهٔ ۳۵۸به آشنایی چشم تو ناتوان شده‌ام
  5. شمارهٔ ۳۵۹ما در صبح طرب، ز آب و گل غم بسته‌ایم
  6. شمارهٔ ۳۶۰در بزم طرب، باده نابی نکشیدیم
  7. شمارهٔ ۳۶۱ما رخت دل ز کعبه به بتخانه برده‌ایم
  8. شمارهٔ ۳۶۲زخم ناخن کی برآرد مدعای سینه‌ام؟
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.