پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۷

لبی از زمزمه عشق، خروشان دارم

گرم آه سحرم، سینه جوشان دارم

غرضم نغمه دردست چو بلبل به وصال

گل در آغوش و لب از ناله خروشان دارم

مایه گریه ز ریش دل و داغ جگرست

چشم ازان بر ره خونابه‌فروشان دارم

صحبت اهل ورع، گرد ملال انگیزد

سر همدوشی میخانه‌بدوشان دارم

من گرفتار گرفتاری عشقم قدسی

حلقه در گوش دل از حلقه‌بگوشان دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۹سر تا قدم ز داغ تمنا در آتشم
  2. شمارهٔ ۳۵۰از لعل لبت جز طمع خام ندارم
  3. شمارهٔ ۳۵۱شب که بی روی تو از اشک دمادم سوختیم
  4. شمارهٔ ۳۵۲عافیت غم را مداوا کرد و زین غم سوختم
  5. شمارهٔ ۳۵۳شکل گردابی به گرد خود ز مژگان می‌کشم
  6. شمارهٔ ۳۵۴داغ سودایم، به سوی سینه‌ریشان می‌روم
  7. شمارهٔ ۳۵۵دایم چو غنچه سر به گریبان گریستم
  8. شمارهٔ ۳۵۶روزی که ناخنی نزند عشق بر دلم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.