پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۸

ما شکست دل خود را ز خدا خواسته‌ایم

وز خدا فرصت دشمن به دعا خواسته‌ایم

همه جویند می عشرت و ما زهر ملال

دردسر نیست درین باده که ما خواسته‌ایم

تا برآرند شهان ناله ز ناکامی خویش

خویش را بر سر کوی تو گدا خواسته‌ایم

بر سر کوی تو هر بی سر و پا محرم نیست

ما غلط کرده، غبارش ز صبا خواسته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۰بسی منزل بریدم تا شب غم را سحر کردم
  2. شمارهٔ ۳۴۱چون غنچه بجز پرده دل نیست پناهم
  3. شمارهٔ ۳۴۲ز چاک سینه اشکم سر کند گر چشم تر بندم
  4. شمارهٔ ۳۴۳چه حیرت، گر به چشم محرمانش در نمی‌آیم؟
  5. شمارهٔ ۳۴۴شمعیم و تن ز اشک دمادم گداختیم
  6. شمارهٔ ۳۴۵همه جانب قدم مرحله‌پیما دارم
  7. شمارهٔ ۳۴۶ما چشم سیه بر شجر طور نداریم
  8. شمارهٔ ۳۴۷لبی از زمزمه عشق، خروشان دارم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.