پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۳

نپیماید کسی راه حرم، گر من ز پا افتم

نداند سجده بت، از برهمن گر جدا افتم

به صد شمشیر، کوته کی شود دست تمنایم

سر ببریده فتراک تو جوید، گر ز پا افتم

نمی‌خوانم فسون عقل تا صید جنون گردم

نمی‌بندم به گردن حرز، شاید در بلا افتم

فغانم زنده دارد ناله مرغان گلشن را

مزار بلبلان گردد چمن گر از نوا افتم

من آن مرغم که گر از آشیان غم هوا گیرم

همان ساعت چو مرغ تازه پرواز از هوا افتم

فریب آشنایان بین، که روز وصل جانان هم

به فکر ناامیدی از نگاه آشنا افتم

دماغم برنمی‌تابد ز سودا عطر گل قدسی

همان بهتر که روزی چند از چشم صبا افتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۵تو گر بر من کشیدی تیغ، من هم جان فدا کردم
  2. شمارهٔ ۳۳۶چه شعله‌ها زده سر ز آتشی که من دارم
  3. شمارهٔ ۳۳۷گر شرم وصالت نبود قفل زبانم
  4. شمارهٔ ۳۳۸ما شکست دل خود را ز خدا خواسته‌ایم
  5. شمارهٔ ۳۳۹در قیدم و گمان که گرفتار نیستم
  6. شمارهٔ ۳۴۰بسی منزل بریدم تا شب غم را سحر کردم
  7. شمارهٔ ۳۴۱چون غنچه بجز پرده دل نیست پناهم
  8. شمارهٔ ۳۴۲ز چاک سینه اشکم سر کند گر چشم تر بندم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.