پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۲

آن بلبلم که ناله بهر قفس کشم

گر غنچه بشکفد، قدم از باغ پس کشم

دست از ستم مدار، که از بیم خوی تو

در روز حشر هم نتوانم نفس کشم

دنبال محمل تو خروشان فتاده‌ام

تا ناله‌ای به روی صدای جرس کشم

تا خار راه هم نشوند اهل روزگار

دامن چو شعله کاش بر این مشت خس کشم

مرغان باغ، شیفته ناله منند

گر ناله‌ای کشم همه در راه قفس کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۴یاد باد آن کز گلی در سینه خاری داشتم
  2. شمارهٔ ۳۳۵تو گر بر من کشیدی تیغ، من هم جان فدا کردم
  3. شمارهٔ ۳۳۶چه شعله‌ها زده سر ز آتشی که من دارم
  4. شمارهٔ ۳۳۷گر شرم وصالت نبود قفل زبانم
  5. شمارهٔ ۳۳۸ما شکست دل خود را ز خدا خواسته‌ایم
  6. شمارهٔ ۳۳۹در قیدم و گمان که گرفتار نیستم
  7. شمارهٔ ۳۴۰بسی منزل بریدم تا شب غم را سحر کردم
  8. شمارهٔ ۳۴۱چون غنچه بجز پرده دل نیست پناهم
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.